چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من || ور بگویم دل بگردان رو بگرداند ز من
روی رنگین را به هر کس مینماید همچو گل || ور بگویم بازپوشان بازپوشاند ز من
چشم خود را گفتم آخر یک نظر سیرش ببین || گفت میخواهی مگر تا جوی خون راند ز من
چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من || ور بگویم دل بگردان رو بگرداند ز من
روی رنگین را به هر کس مینماید همچو گل || ور بگویم بازپوشان بازپوشاند ز من
چشم خود را گفتم آخر یک نظر سیرش ببین || گفت میخواهی مگر تا جوی خون راند ز من